تبلیغات
گوشه‌نشین - ریحانه
یکشنبه 2 مهر 1391

ریحانه

   نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی    نوع مطلب :یادداشت ،

دیروز عصر، حوالی ساعت 7 که موبایلم زنگ خورد و دیدم رحمانی پشت خطه، تعجب کردم، گفتم احتمالا میخواد بخوردم تا از دستم راحت بشه! جواب که دادم، گفت: "آقا شما دفترین؟" اومدم بگم پ ن پ، کتابم، اونم با جلد گالینگور! اما خب، گفتم نه آقا، چرا؟ گفت: آهان، ببخشید، فکر کردم زنگ زدم به دفتر...! تا حدودای ساعت 10 شب که بهم زنگ زد و گفت: "آقا تو رو خدا دعا کنید، گفته بودن نیم ساعت بیشتر وقت نمیگیره، الان 4 ساعته که خانمو بردن تو اتاق عمل، خیلی نگرانم، دعام کنید..." دل تو دلم نبود، باور کنید خیلی دلم پیشش بود، خیلی نگران بودم، برای محمد رحمانی، بنده خدا خانمش، و ریحانه کوچولو؛ که این همه وقت، پدر مادرشو معطل کرده بود و الان هم نگرانشون کرده بود و ناز می اومد و... شب حدودا 12 که بهش زنگ زدم، هنوز منتظر بود، پشت در اتاق عمل! بهش میگم: "آقا نگران نباش، توکل کن به خدا، خیره ایشالا" نمیدونم چرا، صدام بغض داره... میگه: "باشه آقا، ولی خیلی نگرانم، دعام کنید..." وقتتی میاد قطع کنه، میگه: "آقا چند تا اس ام اس روحیه بخش واسم بفرستید، حالم خرابه"! منم چند تا اس عارفانه و البته  عشقولانه فرستادم واسش، دیدم داره جوابای... میده و خیلی حالش خوب نیست، اس ام اساش اینو گواهی میداد! منم چند تا اس ام اس بهش زدم که بگم ما هم بله! خلاصه... صبح که 5 و 20 پاشدم واسه نماز، دیدم ساعت 3 اس ام اس داده که : "به خواست خدای متعال و دعای شما، مادر و کودک هر دو سالم هستند"! الهی صد هزار مرتبه شکر، آیییییییییی که چقدر خوشحال شدم، بهش جواب دادم: "الهی شکر، خیلی خدا رو شکر کردم... الهی که زیر سایه پدر مادر، فرزند سالم و صالحی باشه... مبارکتون باشه ایشالا."
از ته دلم خوشحال شدم براش بخدا، خیلی خوشحال شدم... الهی که "ریحانه رحمانی کاونرودی" دختر خوب و مهربونی باشه واسه مامانش و عزیز و دوست داشتنی باشه واسه باباش، و الهی که محمد هم به دختر کوچولوش رحم کنه و وقتایی که گرسنه ش میشه، خیلی دور و بر بچه نره، که یهو مجبور نشه بخوردش!
الهی که سه تاشون، همیشه ایام، در کمال سلامتی و شادی روزگار بگذرونن و هر روزشون بهتر از روز قبل بشه... انشاءالله.


* اینجا رو هم بخونید، اینجور روزی، خوندن داره!


نازنین
سه شنبه 4 مهر 1391 07:59 ق.ظ
ای وای باز هم اقای رحمانی خدا بچه اش ریحانه خانم را برایش حفظ کند
پاسخ سید محمد هادی طباطبایی : ممنون خواهر؛!
همچنین شما.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.